اینجا جایی است که باید کنار خانوادهام باشم، نه در صف بنزین.
ساعاتی که در این صفهای طولانی هدر میرود، از عمر، آرامش و حق زندگی ما کم میکند. من باید کنار فرزندانم باشم؛ مراقبشان باشم، با آنها وقت بگذرانم، نه اینکه از شب تا ظهر روز بعد در انتظار سوخت بمانم.
آیا این خواسته زیادی است؟ آیا داشتن دسترسی عادی به سوخت و بودن در کنار خانواده، حق اولیه هر شهروند نیست؟
در زمان حاضر حدود ۲۰۰ خودرو از شب قبل در صف بنزین میایستند و تا ظهر روز بعد همچنان منتظر میمانند. این وضعیت نه عادی است و نه قابل قبول.
سؤال سادهای که مردم میپرسند این است:
این چه مدیریتی است که مردم را برای تأمین ابتداییترین نیازشان، ساعتها و حتی یک شبانهروز از زندگی، کار و خانوادهشان دور میکند؟
برچسب:
نویسنده: کیان پورحسین